شیعه واقعی

پایگاه اطلاع رسانی محبین اهل بیت علیهم السلام

شیعه واقعی

پایگاه اطلاع رسانی محبین اهل بیت علیهم السلام

امام رضا علیه السلام:
شیعیان ما کسانى هستند که تسلیم امر و نهى ما باشند، گفتار ما را سرلوحه زندگى در عمل و گفتار خود قرار دهند، مخالف دشمنان ما باشند و هر که چنین نباشد از ما نیست.
بحارالأنوار: ج 65، ص 167.

شمّه‏اى از زندگى علما

سید رسول حمندی | شنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۱۲:۴۵ ق.ظ

شمّه‏اى از زندگى علما

سید على شوشترى از شاگردان شیخ انصارى بود. ایشان هفته‏اى یک روز درس اخلاق مى‏داد و شیخ انصارى در درس اخلاقش حاضر مى‏شد! راستى که چه تواضعى داشته است شیخ! تمام زندگى نامه‏ها و تراجم را بگردید، آیا چنین ادبى را که صاحب خویش را به مرتبه انکار نفسِ خود رساند، پیدا مى‏کنید؟ به ندرت ممکن است مورد مشابهى یافت شود. با آن‏که شیخ انصارى مرجعیت عام شیعه را داشت، مع ذلک در درس اخلاق شاگردش سید شوشترى حاضر مى‏شد، و این نشان مى‏دهد که او «من» را کنار گذاشته بود، و از این مى‏فهمیم که شیخ انصارى نه بى‏جهت به «شیخ اعظم» معروف شده بود، و نه فقط به خاطر علمش، بلکه بر اثر حمایتى بود که امثال او، به سبب ریاضت نفس، از عالم بالا مى‏شوند.

همچنین، تاریخ نقل مى‏کند که در آن زمان شهر نجف اشرف گرفتار وبا شد و هر کس مبتلا به وبا مى‏شد معمولاً مى‏مرد. سید شوشترى یکى از کسانى بود که دچار وبا شد و بر اثر آن نتوانست در درس اخلاقش حاضر شود. یک روز بعد از درس شیخ انصارى به ایشان گفته شد: سید على شوشترى مبتلا به وبا شده است. شیخ با برخى شاگردانش به دیدن و عیادت او رفتند و بعد از آن‏که در کنار سید شوشترى نشستند ـ چنان که گفتیم، او استاد اخلاق بود و شیخ انصارى با آن‏که استاد سید در فقه و مرجع عصر خویش بود، خود را ملزم به حضور در درس اخلاق ایشان مى‏دانست ـ سید شوشترى رو به شیخ انصارى کرد و گفت: من امروز یا فردا مى‏میرم و از شما تقاضا و خواهش دارم و آن این‏که وقتى مردم، شما بر جنازه من نماز بخوانید.
شیخ سعى کرد به سید دلدارى و آرامش خاطر بدهد و گفت: این حرف را نفرمایید. ان شاء اللّه‏ شفا مى‏یابید و دوباره درستان را شروع مى‏کنید و ما هم در آن شرکت مى‏کنیم.
اما سید تقاضایش را تکرار کرد و گفت: از موضوع دور نشوید. این وصیت من به شماست و از شما خواهش مى‏کنم آن را اجرا کنید.
شیخ انصارى وصیت را قبول نکرد و همچنان بهانه تراشى مى‏کرد و او را امیدوار مى‏نمود و برایش دعا مى‏کرد و با ملاطفت مى‏گفت: این طور نیست که هر کس وبا بگیرد حتماً مى‏میرد. امّا، با این همه، سید شوشترى به شیخ اصرار مى‏ورزید و از تقاضایش دست بر نمى‏داشت.
براستى، وقتى انسان به این دو مرد بزرگ مى‏نگرد و سپس به خودش نگاه مى‏کند سرّ این مطلب را درمى‏یابد که چرا خدا به این دو بزرگوار لطف داشته و آن همه داد و دهش در حقّشان کرده است.
نماز میّت را معمولاً شیخ انصارى مى‏خواند، اما چه چیزى مانع او مى‏شد که درخواست سید شوشترى را بپذیرد؟
شیخ انصارى چون اصرار سید شوشترى را دید، در جوابش فرمود: من از خداى متعال خواسته‏ام که شما بر جنازه من نماز بگذارید و خدا دعایم را مستجاب فرموده است!
این‏که شیخ انصارى دعا مى‏کند و از خداى متعال چنین درخواستى مى‏کند، جاى تعجب ندارد، زیرا چنین امرى را همه ما مى‏فهمیم، اما آنچه تأمل برانگیز مى‏باشد این جمله ایشان است که: «خدا دعایم را مستجاب فرموده است». ایشان این مطلب را چگونه فهمیده است؟
روشن است که این امر صرفاً با زحمت کشیدن و صرف وقت زیاد به دست نمى‏آید، و از درس خواندن تنها ـ هر اندازه هم باشد ـ حاصل نمى‏شود، بلکه بیشتر از طریق ریشه کن کردن منیّت به دست مى‏آید و این‏که انسان بکوشد نیّت خود را اصلاح کند نه این‏که انگیزه واقعى او از عمل و تلاش این باشد که آوازه‏اش در آفاق بپیچد یا نامش بر سر زبان‏ها افتد یا وجوهات برایش بیاید یا دستش را ببوسند یا هر جا مى‏رود و از هر کجا که مى‏گذرد مردم برایش بلند شوند، بلکه اگر چیزى از این امور در ذهنش خطور کند خویشتن را سرزنش نماید و به درگاه خدایش توبه آورد.


منبع کتاب علم سودمند مجموعه بیانات مرجع عالیقدر سید صادق شیرازی حفظ الله عنه
http://www.shirazi.ir/librari/elm-sudmand/04.htm

  • سید رسول حمندی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی